شهربانو بيگم ( بانويى اصفهانى از دوره صفوى )
23
سفرنامه منظوم حج ( فارسى )
[ آهنگ سفر ] ( 1 ) « 1 » مرا چون كرد چرخ حيله پرداز * جگرخون از فراق يار دمساز حرامم شد به بِستر خواب راحت * نديدم چارهاى غير از سياحت نه شب خواب و نه روزم بود آرام * كه تا بستم به طَوْف كعبه احرام كمر بربستم و بازو گشادم * بدان سو پاى همّت را نهادم رفيق من نشد يك تن ز خويشان * چو مجنون رو نهادم در بيابان چهكار آيد كسى را يارى كس * خدا باشد رفيق بىكسان بس چو ديدم بىوفايى ز آن عزيزان * برون رفتم چو صرصر از صفاهان فرو شستم ز دل خوفِ خطر را * همايون كردم اين فال سفر را به محمل سِحْرِ صحرا را دميدم * چو مرغ از شاخسار غم پريدم به طوف خانهء دادار بىچون * روان گشتم تنِ تنها به هامون جرس اين نغمه را مىزد به آهنگ * كه گِز كن راه گَز را تا سه فرسنگ بپيمودم سه فرسخ راه را چون * رسيدم سوى گز از كر و هامون شبى آنجا غنودم بهر راحت * سحر كردم دگر عزم سياحت
--> ( 1 ) . اين شمارهها كه تا شانزده ادامه دارد ، مربوط به شماره صفحههاى نسخهاى است كه بر اساس آن ، مثنوى حاضر چاپ شده است .